روزهایی که گذشت

متن مرتبط با «خواهری» در سایت روزهایی که گذشت نوشته شده است

خواهری

  • نیلوبلاگ

    بالاخره یک شب تو را از خیالم بیرون میکشمدستت را میگیرم وتمام سطرهایی را که برایت نوشته ام نشانت میدهم،تو را از لابه لای آنها عبور میدهم..بغض هایم را یکی یکی رو میکنمو همه ی حرفهای نگفته ام را می گویم.. چهره ات را تصور میکنم،از اینهمه دوست داشتن زبانت بند می آید..باورت نمیشود که یک نفر می تواند تا این حد دوستت داشته باشد..آنوقت به من حق می دهی که هرشب تا صبح بدون شب بخیر گفتنت خوابم نبرد..حق میدهی کههوای نوشته هایم همیشه ابری باشد.. ...

    ادامه مطلب